.jpg)

توصیه آیت الله العظمی بهجت(رحمه الله) درباره قرآن
قرآن زنده است و نمی میرد و آیه نیز زنده است و نمی میرد؛ زیرا اگر آیه ای که درباره ی اقوامی نازل شده است، با مردن آنها می مُرد، قرآن نیز مرده بود؛ بلکه قرآن، در میان آیندگان، جاری است، همچنان که در میان گذشتگان، جاری بوده است.۱
آری! قرآن زنده ی جاوید است و هیچ گاه نخواهد مرد؛ اما نکته اساسی این است که هر کسی نمی تواند زنده بودن قرآن را درک کند.
از این رو آیت الله بهجت ضمن تاکید بر اهمیت حفظ قرآن توصیه فرمودند:
کاری کنید که احساس کنید قرآن، زنده است و نکات جدیدی را از آن بفهمید.
۱- بحار الانوار،ج۳۵،ص۴۰۳.
۲- زمزم عرفان،ص۳۰.
در ادامه مطلب سخنان و فرمایشات آیت الله بهجت را مشاهده کنید
ادامه مطلب
هریک از شما باید به انچه که به وسیله ما به آن تقرب یافته میشود عمل کند و از آچه که خوش آیند ما نبوده و خشم ما در انست دوری گزیند ،زیرا خداوند به طور ناگهانی انسان را میگیرد در وقتی که توبه برایش سودی ندارد ، و پشیمانی اورا از کیفر ما بخاطر گناهش نجات نمیدهد
بحارالانوار،ج 53،ص ص 175
ما در رعایت حال شما کوتاهی نمیکنیم ،و یاد شما را از خاطر نبرده ایم ،که اگر جز این بود گرفتاریها به شما روی می آورد ، و دشمنان شما را ریشه کن میکردند.از خدا بترسید وما را پشتیبانی کنید.
بحارالانوار ج 53 ص 175
وجود من برای اهل زمین سبب امان و آسایش است،همچنانکه ستارگان سبب امان آسمانند.
بحارالانوار،ج 78،ص 380
شرمنده ایم اقا
فقط همینو میتونم بگم ...خیلی دیر فهمیدم که حیوان صفتانی به امام علی نقی توهین کردن
دوست عزیزم ، منتظر اقا ، چند لحظه هم طول نمیکشه اگه روی پوسترای این حضرت والا مقام کلیک کنی و امتیاز این عکسارو تو گوگل بالا ببری.تا عکسای توهین امیزی که گذاشتن پایین کشیده بشه .
خواهشا به ادامه ی مطلب برید.وقت زیادی نمیگیره مطمئن باشید.
یا علی.یا زهرا.
ادامه مطلب
در انجیل برنابا فصلی نیز بر شفاعت پیامبر گرامی اسلام در روز جزا اختصاص یافته است و شباهتهایی که در این موارد با عقاید مسلمانان دارد سبب شده است که برخی مسیحیان این کتاب را انجیل مسلمانان بنامند و آن را انکار کنند. در این کتاب الوهیت عیسى و پسر خدا بودن او انکار شده و در آن مطابق با روایات قرآن آمده است که ابراهیم خلیل، اسماعیل را به قصد قربانى به قربانگاه میبرد و نه اسحاق را. همچنین در این انجیل به صراحت از حضرت محمد (ص) به عنوان مسیح موعود یاد شده و این موضوع نیز نقل شده است که عیسى کشته نشد، بلکه یهودى اسخریوطى کشته شد. در اینباره باید یادآوری کنیم که برای مسلمانان شباهتهای این انجیل با قرآن و عقاید مسلمانان امری طبیعی است چرا که مسیح را پیامبر خداوند و سخنان پیامبران را در یک راستا میدانند اما از سویی در این انجیل مطالبی یافت میشود که کاملاً مخالف با نص صحیح قرآن و دین اسلام است و بدین جهت این کتاب نمیتواند توسط مسلمانان نگاشته شده باشد که به تعدادی در زیر اشاره میشود: 1) در فصل سوم این انجیل و در قسمت دهم وارد شده است که حضرت مریم مسیح را بدون درد و الم به دنیا آورد و این مخالف قرآن مجید است که در سوره مریم میفرماید مریم از درد زایمان به خارج شهر رفت و به درخت نخلی پناه برد. 2) در فصل سی و نهم وارد شده حضرت آدم و حوا از خوردن گندم و سیب نهی شدند و این موضوع نیز مخالف نص صریح قرآن مجید است که میفرماید آدم و حوا از نزدیک شدن به یک درخت منع شدند و آن درخت مشخص نشده است. 3) در فصل سی و پنجم از قسمت ششم تا چهاردهم وارد شده است که خدای تعالی فرشتگان را امر به سجده بر آدم کرد در حالی که تودهای خاک بیش نبود فرشتگان به جز شیطان بر او سجده کردند، اما نص صریح قرآن اینچنین است که وقتی او را ساختم از روح خود در او دمیدم و سپس فرشتگان بر او سجده کردند. و از این موارد در این کتاب فراوان است که با نص صریح قرآن مخالف است. * کمرهای خود را برای ظهور منجی بربندید کمرهای خود را بسته، چراغهای خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را میکشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند تا هر وقت آید و در را بکوبد، بیدرنگ در را برای او باز کنند، خوشا به حال غلامان که آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد، پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمیبرید، پسر انسان میآید. «نقل از انجیل برنابا»
به گزارش خبرگزاری فارس از اصفهان، «همچنان که برق از مشرق ساطع شد تا در مغرب ظاهر شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد، آن گاه نشانه پسر انسان در آسمان پدیدار شود و جمیع طوایف زمین سینهزنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال میآید، آسمان و زمین زایل خواهد شد، اما سخن من هرگز زایل نخواهد شد، اما از آن روز و ساعت هیچ کس اطلاع ندارد، حتی ملائکه آسمان، جز پدر من و بس، شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نبرید پسر انسان میآید» این بشارتی بر ظهور امام زمان (عج) در یکی از انجیلهای مسیحیان است که توسط یکی از برترین حواریون حضرت مسیح به نام «برنابا» از قول حضرت عیسی (ع) آمده است و در جا به جای آن «برنابا» از قول حضرت مسیح به آمدن پیامبری به نام محمد (ص) پس از خودش و بر ظهور منجی بشریت امام زمان (عج) بشارت داده است. کلمه پسر انسان(son of man) در انجیلها مطابق نوشته محقق آمریکایی مستر هاکس 80 بار در انجیل و ملحقات آن تکرار شده که فقط 30 مورد آن با حضرت عیسی تطبیق میکند و 50 مورد دیگر از نجات دهندهای سخن میگوید که در آخر زمان ظهور و عیسی مسیح (ع) نیز با او میآید و از ساعت و روز ظهور او جز خدا کسی اطلاع ندارد. *تنها دو انجیل معروف مسیحیان از زبان حواریون است مسیحیان چهار انجیل معروف دارند که تنها دو عدد از آنها مربوط به حواریون است و در این میان اهمیت انجیل برنابا از آن جهت است که برنابا نیز از جمله حواریونی است که سران کلیسا آنها را رسل گویند اما خواندن این انجیل در مقطعی از زمان به همراه چند کتاب دیگر از سوی پاپ ممنوع اعلام شد. این نکته حائز اهمیت است که فردی به نام پولس رسول که از مخالفان سرسخت مسیح بود بعد از مدتی از مریدان عیسی شد و تعلیمات جدید را وارد دین مسیحیت کرد که مخالف تعالیم حواریون بود اما تعالیم او بر مبانی دیگر غلبه یافت و شهرت پیدا کرد. آنچنان که در دایرهالمعارف فرانسه آمده است انجیل مرقس و یوحنا از ساختههای پولس است، پس این موضوع شگفتانگیز نیست که کلیسا انجیل برنابا را غیر قانونی یا غیر صحیح بداند. در سال 325 میلادی، یاران و پیروان پولس فرمان سوزاندن انجیلهای چهارگانه یونانی، از جمله تنها انجیلی را که به زبان آرامی (زبان حضرت مسیح(ع)) نوشته شده بود، صادر کردند. در این زمان مجمع کلیسا نیز بر عقیده تثلیث که کاهن اسکندری اشکاسیوس، ابداع کرده بود، به عنوان مهمترین باور آیین مسیحیت تکیه کرد و همچنین زادروز مسیح (ع) را به 25 دسامبر تغییر داد تا با روز تولد الهه خورشید و میترا هماهنگ باشد. در سال 366 میلادی، فرمانی از سوی پاپ دماسوس، درباره نخواندن کتاب انجیل برنابا صادر شد، مجلس کلیساهای غربی نیز در سال 382 میلادی و پاپ انوسنت در سال 465 و پاپ گلاسیوس اول در سال 492 میلادی، مطالعه برخی انجیلها را تحریم کردند که انجیل برنابا جزو این انجیلها بود.
جوان گفت:« زيارت بخوان.» گفت:« سواد ندارم.» جوان شروع کرد به خواندن. سلام داد به معصومين تا امام عسگري.
پرسيد:« امام زمانت را مي شناسي؟» مرد جواب داد:« چرا نشناسم؟»
گفت:« پس سلام کن»
مرد دستش را روي سينه اش گذاشت: «السلام عليک يا حجه بن الحسن العسکري»
جوان خنديد: « و عليک السلام و رحمه الله و برکاته»
اسمش را گذاشته اند مقام امام زمان.
کربلا.
درست کنار شریعه ی فرات.
می گویند مِلک امام زمان است.
همان جایی که عمویش عباس از اسب افتاد.
در زدند. شیخ مفید عبا را انداخت روی دوشش و رفت پشت در. نور مهتاب صورت مرد را روشن کرده بود. مردی خسته و خاک آلود با چشم هایی غرق اشک: « زنم مرد. باردار بود. این همه راه آمده ام تا بپرسم با بچه دفنش کنیم؟»
عبا را روی دوشش بالاتر کشید. سرش را انداخت پائین: « مرده مسلمان حرمت دارد. دفنش کنید. » رفت. سه روز بعد برگشت. قنداقه ای دستش بود: « ممنون. پیک تان به مو قع رسید وگرنه … » به بچه اشاره کرد: « الان نبود».
شیخ تعجب کرد: « پیک؟! » مرد خندید: « همان سوار جوان که گفت فتوای شما عوض شده. » لرزید. و رنگش پرید. صورتش خیس شد. برگشت داخل خانه دیگر از خانه بیرون نمی آمد. فتوا هم نمی داد. می گفت: « مرجعی که فتوای غلط بدهد، همان بهتر که اصلا فتوا ندهد»
. . .
در زدند. قاصدی آمده بود. گفت: « تا نامه را نرسانم نمی روم. به کسی جزء خود شیخ هم نمی دهم. » قبول نکرد. اصرارکرد. باز نپذیرفت. قسم داد.گرفت وباز کرد. لرزید. رنگش پرید. صورتش خیس شد: « شما فتوا بدهید، ما که امام شما هستیم، اصلاح می کنیم» .







