کارت بانکی ام را به فروشنده دادم و باخيال راحت منتظر شدم
تا كارت بكشه، ولى در كمال تعجب، دستگاه پيام داد:
امكان نداشت، خودم مي دونستم كه ..........
كارت بانكی ام را به فروشنده دادم و باخيال راحت منتظر شدم
تا كارت بكشه، ولى در كمال تعجب، دستگاه پيام داد:
امكان نداشت، خودم مي دونستم كه اقلاً سه برابر مبلغى كه خريد كردم در كارتم پول دارم،
با بيحوصلگى از فروشنده خواستم كه دوباره كارت بكشه و اين بار پيام آمد:
"رمز نا معتبر است"
اين بار فروشنده با بيحوصلگى گفت:
لطفاً نقداً پرداخت كنيد، پول نقد همراهتون هست؟
فكر كنم كارتتون رو پيش موبايلتون گذاشتين كلاً سوخته،
در راه برگشت به خانه مرتب اين جمله ى فروشنده در سرم صدا مي كرد
"پول نقد همراهتون هست؟"
خدايا ما در كارت اعمالمان كارهاى بسيارى داريم كه به اميد آنها هستيم
مثلا عبادت هايى كه كرديم، دستگيرى ها و انفاق هايى كه انجام داديم و ...
نكند در روز حساب و كتاب بگويند موجودى كافى نيست، ما متعجبانه بگوييم:
مگر مي شود؟ اين همه اعمالى كه فكر مي كرديم نيك هستند و انجام داديم چى شد؟
و بگويند اعمالتان را در كنار چيزهايى قرار داديد كه كلاً سوخته و از بين رفته است ...،
كنار بخل، كنار حسد، كنار ريا، كنار بى اعتمادى به خدا، كنار دنيا پرستی و ...
نكند از ما بپرسند نقد با خودت چه آورده اى؟ و كيسه مان تهى باشد و دستمان خالى ...
خدايا از تمام چيزهايى كه باعث از بين رفتن اعمال نيك مان مي شود به تو پناه مي بريم.
ورود کاربران
خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید